X
تبلیغات
تسبیح - احکام نجاسات و پاک شدن آن ها(رساله آیه الله سیستانی)

تسبیح

آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است، همه خدا را تسبیح می کنند...

126 - اگـر چـيـز پـاك به چيز نجس برسد و هر دو يا يكى از آنها به طورى تر باشد كه ترى يكى به ديگرى برسد , چيز پاك نيز نجس مى شود , و همچنين اگر به چيز سومى با همان رطوبت برسد نجسش مى كند , و مـشـهـور فرموده اند كه متنجس به طور مطلق منجس است , ولى اين حكم با تعدد واسطه محل اشكال است .
بلكه حكم بطهارت خالى از قوت نيست ( مثال ) در صورتى كه دست راست به بول متنجس شود , آنگاه آن دسـت با رطوبت با دست چپ ملاقات كند اين ملاقات موجب نجاست دست چپ خواهد بود , و اگر دست چـپ بعد از خشكيدن با لباس مرطوب مثلا ملاقات كند لباس نيز نجس مى شود ولى اگر آن لباس با چيز ديگرى با رطوبت ملاقات كند حكم به نجاست آن چيز نمى شود.
و اگـر تـرى بـه قـدرى كـم باشد كه به ديگرى نرسد چيزى كه پاك بوده نجس نمى شود اگرچه به عين نجس برسد.
127 - اگـر چـيز پاكى به چيز نجس برسد , و انسان شك كند كه هر دو يا يكى از آنها تر بوده يا نه , آن چيز پاك نجس نمى شود.
128 - دو چـيـزى كه انسان نمى داند كدام پاك و كدام نجس است اگر چيز پاكى با رطوبت بعدا به يكى از آنها برسد اجتناب از آن لازم نيست مگر در بعضى از موارد مثل آنكه حالت سابقه در هر دو نجاست باشد و يا آنكه با طرف ديگر هم چيز پاك ديگرى با رطوبت ملاقات كند.
129 - زمـيـن و پـارچـه و مـانند اينها اگر رطوبت داشته باشد , هر قسمتى كه نجاست به آن برسد نجس مى شود , و جاهاى ديگر آن پاك است و همچنين است خيار و خربزه و مانند اينها.
130 - هـرگـاه شـيـره و روغـن و مانند اينها طورى باشد كه اگر مقدارى از آن را بردارند جاى آن خالى نمى ماند , همين كه يك نقطه از آن نجس شد , تمام آن نجس مى شود.
ولـى اگـر طـورى بـاشـد كه جاى آن در موقع برداشتن خالى بماند , اگر چه بعد پر شود , فقط جايى كه نـجاست به آن رسيده نجس مى باشد پس اگر فضله موش در آن بيفتد جايى كه فضله افتاده نجس و بقيه پاك است .
131 - اگر مگس يا حيوانى مانند آن روى چيز نجسى كه تر است بنشيند , و بعد روى چيز پاكى كه آن هم تر است بنشيند , چنانچه انسان بداند نجاست همراه آن حيوان بوده , چيز پاك نجس مى شود , و اگر نداند پاك است .
132 - اگـر جايى از بدن كه عرق دارد نجس شود , و عرق از آنجا به جاى ديگر برود , هر جا كه عرق به آن برسد نجس مى شود , و اگر عرق به جاى ديگر نرود جاهاى ديگر بدن پاك است .
133 - اخلاط غليظى كه از بينى يا گلو مى آيد , اگر خون داشته باشد جايى كه خون دارد نجس و بقيه آن پاك است .
پس اگر به بيرون دهان يا بينى برسد مقدارى كه انسان يقين دارد جاى نجس اخلاط به آن رسيده نجس است , و محلى را كه شك دارد جاى نجس به آن رسيده يا نه پاك مى باشد.
134 - اگـر آفتابه اى را كه ته آن سوراخ است روى زمين نجس بگذارند , چنانچه از جريان بيفتد و آب زير آن جـمـع گـردد كه با آب آفتابه يكى حساب شود , آب آفتابه نجس مى شود , ولى اگر آب آفتابه با فشار جريان داشته باشد نجس نمى شود.
135 - اگـر چـيزى داخل بدن شود و به نجاست برسد , در صورتى كه بعد از بيرون آمدن آلوده به نجاست نباشد پاك است .
پـس اگـر اسباب اماله يا آب آن در مخرج غايط وارد شود , يا سوزن و چاقو و مانند اينها در بدن فرو رود و بعد از بيرون آمدن به نجاست آلوده نباشد نجس نيست .
و همچنين است آب دهان و بينى اگر در داخل به خون برسد و بعد از بيرون آمدن به خون آلوده نباشد.

136 - نـجس كردن خط و ورق قرآن در صورتى كه مستلزم هتك حرمت باشد بى اشكال حرام است و اگر نجس شود بايد فورا آن را آب بكشند.
بلكه بنابر احتياط واجب در غير فرض هتك نيز نجس كردن آن حرام و آب كشيدن واجب است .
137 - اگر جلد قرآن نجس شود در صورتى كه بى احترامى به قرآن باشد بايد آنرا آب بكشند.
138 - گـذاشتن قرآن روى عين نجس مانند خون و مردار اگر چه آن عين نجس خشك باشد در صورتى كه بى احترامى به قرآن باشد حرام است .
139 - نـوشـتن قرآن با مركب نجس اگر چه يك حرف آن باشد حكم نجس كردن آنرا دارد , و اگر نوشته شود بايد آن را آب بكشند يا به واسطه تراشيدن و مانند آن كارى كنند كه از بين برود.
140 - در صورتى كه دادن قرآن به كافر مستلزم هتك باشد حرام و گرفتن قرآن از او واجب است .
141 - اگـر ورق قـرآن يـا چـيزى كه احترام آن لازم است , مثل كاغذى كه اسم خدا يا پيغمبر يا امام بر آن نوشته شده , در مستراح بيفتد , بيرون آوردن و آب كشيدن آن اگر چه خرج داشته باشد واجب است .
و اگر بيرون آوردن آن ممكن نباشد , بايد به آن مستراح نروند تا يقين كنند آن ورق پوسيده است .
و نيز اگر تربت در مستراح بيفتد و بيرون آوردن آن ممكن نباشد.
بايد تا وقتى كه يقين نكرده اند كه به كلى از بين رفته به آن مستراح نروند.
142 - خوردن و آشاميدن چيز متنجس حرام است , و همچنين است خوراندن آن به ديگرى , ولى خوراندن آن به طفل يا ديوانه ظاهرا جايز است , و اگر خود طفل يا ديوانه غذاى نجس را بخورد يا با دست نجس غذا را نجس كند و بخورد لازم نيست از او جلوگيرى كنند.
143 - فـروخـتـن و عاريه دادن چيز نجسى كه قابل پاك شدن است اشكال ندارد ولى لازم است كه نجس بودن آن را به طرف بگويد , به دو شرط ( اول ) آن كه طرف در معرض آن باشد كه در مخالفت حكم الزامى واقـع شود مثل اينكه او را در خوردن يا آشاميدن استعمال نمايد و اگر اين چنين نباشد لازم نيست بگويد مـثلا نجس بودن لباسى را كه طرف با آن نماز مى خواند لازم نيست به او بگويد زيرا پاك بودن لباس شرط واقعى نيست .
( دوم ) آنـكـه احـتـمـال بدهد كه طرف به گفته او ترتيب اثر دهد و اما اگر بداند كه ترتيب اثر نمى دهد گفتن لازم نيست .
144 - اگـر انـسـان بـبـيند كسى چيز نجسى را مى خورد يا با لباس نجس نماز مى خواند لازم نيست به او بگويد.
145 - اگر جايى از خانه يا فرش كسى نجس باشد و ببيند بدن يا لباس يا چيز ديگر كسانى كه وارد خانه او مى شوند با رطوبت به جاى نجس رسيده است چنانچه او موجب اين امر شده باشد بايد با دو شرطى كه در مساله پيش گذشت به آنان بگويد.
146 - اگـر صـاحب خانه در بين غذا خوردن بفهمد غذا نجس است بايد - با شرط دومى كه گذشت - به مهمانها بگويد , و اما اگر يكى از مهمانها بفهمد لازم نيست به ديگران خبر دهد ولى چنانچه طورى با آنها معاشرت دارد كه به واسطه نجس بودن آنان خود از جهت ابتلاى به نجاست مبتلا به مخالفت حكم الزامى مى شود بايد به آنان بگويد.
147 - اگـر چـيـزى را كـه عـاريه كرده نجس شود بايد صاحبش را از نجس شدن آن به دو شرطى كه در مساله 143 گذشت آگاه كند.
148 - اگر بچه بگويد چيزى نجس است , يا چيزى را آب كشيده نبايد حرف او را قبول كرد.
ولـى بچه اى كه تكليفش نزديك است اگر بگويد چيزى را آب كشيدم , در صورتى كه آن چيز در تصرف او باشد يا گفته اش مورد اطمينان باشد قبول مى شود , و همچنين اگر بگويد چيزى نجس است .

149 - دوازده چـيـز نجاست را پاك مى كند , و آنها را مطهرات گويند : اول آب , دوم زمين , سوم آفتاب , چهارم استحاله , پنجم انقلاب , ششم انتقال , هفتم اسلام , هشتم تبعيت , نهم برطرف شدن عين نجاست , دهـم اسـتـبـراء حـيوان نجاستخوار , يازدهم غايب شدن مسلمان , دوازدهم خارج شدن خون از ذبيحه , و احكام اينها به طور تفصيل در مسايل آينده گفته مى شود.

منبع: پایگاه آیه الله سیستانی

+ زمان درج مطلب در وبنوشت تسبیح  چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388ساعت 13:4  می باشد.  سبحه  | 

 
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل